|
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|
كتابهاي آسماني
- كتابهاي مدون - قرآن آخرين كتاب - تحريف تورات - تحريف انجيل - قرآن، كتابهاي آسمان پيامبران پيشين را تصديق مي كند - راه رسيدن به حقيقت
كتابهاي مدون خداوند پاك و منزه، تعليمات و اندرزها را به پيامبران و فرستادگان خود وحي فرمود: برخي از آنها در كتابهاي تدوين شده اند، و نسبت به برخي ديگر اطلاعي در دست نيست. هر پيامبري حامل پيام و رسالتي خاص براي قوم خود بوده است. (كان الناسُ أُمَّةً واحدةً فَبَعَثَ اللهٌ النّبييّنَ مُبَشِّرين وَمنذِرين و أنْزَلَ مَعَهُمْ الكتابَ بِالحَقِّ لَيُحْكَمُ بَيْنَ الناس فيما اختلفوا فيه)_(بقره:213) "مردمان يك دسته بودند پس خداوند پيغمبران را بر انگيخت تا بشارت دهند و بتر سانند و كتاب (آسماني) كه مشتمل بر حق بود و به سوي حقيقت دعوت مي كرد بر آنان نازل كرد. تا در ميان مردم راجع بدانچه اختلاف مي ورزيدند، داوري كند." (فان كَذّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ منْ قَبْلِكَ جاءُوا بِالبيَّناتِ وَالزّبُرِ وَالْكتاب المُنير)_(آل عمران:184). "پس اگر تو را تكذيب كردند، چه پيامبران زيادي پيش از تو تكذيب شده اند كه معجزات و دلائل روشن و كتابهاي متقن و مشتمل بر وعظ و اندرز و كتاب روشنگر (راه نجات) با خود آورده اند." كتابهاي مدون آسماني عبارتند از: (انا أنزلنا التوراةَ فيها هُدًي وَنورٌ يَحْكَمُ بها النبيون الذين أسلَمُوا للذين هادُوا والربانيون والاحبارُ بِما اُسْتُحفِظوا مِنْ كتابِ الله و كانوا عليه شُهَداءَ)_(مائده:44) "ما تورات را نازل كرديم كه در آن رهنمودي و نوري بود. پيامبراني كه تسليم فرمان خدا بودند بدان براي يهوديان حكم مي كردند. و نيز خدا پرستان و دانشمندان بدان حكم مي كردند كه امانتداران و پاسداران كتاب خدا بودند." (وما قَدَروا الله حَقَّ قَدَرِه اذ قالوا ما أَنْزَلَ اللهٌ عَلي بَشرٍ مِنْ شَيءٍ قُلْ مَنْ أنْزَلَ الكتابَ الذي جاءَ بِهِ مُوسي نُوراً وَهُديً للناس تجعلونه قراطيس تُبَدُونها و تخفون كثيراً)_(انعام:91) "كافران خدا را چنانكه بايد نشناخته اند. وقتي كه مي گويند: خداوند هيچ چيزي بر هيچ كس فرو نفرستاده است. اي پيامبر! به مشركان و يهودياني (كه با آنان همصدايي مي كردند) بگو: چه كسي كتابي را نازل كرده كه موسي آن را براي مردم آورده است و نور و هدايتي (راهنما) بوده است؟ (شما اي يهوديان) آن را در كاغذهايي مي نويسيد و آن قسمت را (كه به مصلحت شماست و آرزويتان مي خواهد) نشان مي دهيد و بسياري از آن را پنهان مي كنيد." - انجيل كه بر حضرت عيسي (ع) نازل شد. (وقفينا علي آثارهم بعيسي ابْن مَرْيَم مُصدقاً لَما بَيْنَ يَديه مِنَ التُوراةِ وَ آتَيْناهُ الانْجيلَ فِيهِ هُدئً و نورٌ و مُصدّقاً لما بَيْنَ يديه من التوراة وَ هدًي وَ موعِظَةً للمُتَّقين)_(مائده:46). "و به دنبال آنان (پيامبران پيشين) عيسي پسر مريم را بر راه و روش ايشان فرستاديم كه تصديق كنندگان توراتي بود كه پيش از او فرستاده شده بود، براي او انجيل نازل كرديم كه در آن رهنمود و نوري بود و تورات را تصديق مي كرد كه پيش از آن نازل شده بود و براي پرهيزكاران راهنما و پند دهنده بود." - زبور كه بر حضرت داود (ع) نازل شد. (وَآتَيْنا داوودَ زَبُوراً)_(اسراء:55) "به داوود (ع) زبور عطا نموده ايم." و صحف ابراهيم و موسي از جمله آن است. (أم لم يُنَبَّأْ بما في صُحُف موسي و ابراهيم الذ وَفَّي الا تزِرُ وازرةٌ وزرَ أُخْرى، و أَنْ لَيْسَ للانسان الا ما سعي و أن سعيه سوف يُرى. ثُمَّ يُجزاهُ الجزاءَ الأوفي و أنَّ الي ربكَ المُنتهي)_(نجم:36-42). "بدانچه در تورات موسي بوده است، مطلع و با خبرش نكرده اند؟ يا از آنچه در صحف ابراهيم بوده است مطلع و با خبرش نكرده اند، ابراهيم به بهترين وجه ادا كرده است كه هيچ كس بار گناهان ديگري را بر دوش نمي كشد و اينكه براي انسان پاداش و بهره اي نيست جز آنچه كه خود كرده است و براي آن تلاش نموده است و اينكه قطعاً سعي و كوشش او ديده خواهد شد، سپس سزا و جزاي كافي داده مي شود و اينكه پايان راه قطعاً به خدا منتهي مي شود." (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزكي و ذكر اسمَ ربه فصلي بل تُؤْثِرُونَ الحياةَ الدنْيا والآخرَةُ خيرٌ و أبْقى، انَّ هذا لفي الصُّحُف الأولى صُحُفِ ابراهيمَ و مُوسي)_(أعلي:14-19) "قطعاً رستگار مي گردد كسي كه خويشتن را پاكيزه دارد. و نام پروردگار خود را ببرد و نماز بگزارد و فروتني كند. بلكه زندگي دنيا را ترجيح مي دهند و بر مي گزينند. در حالي كه آخرت بهتر و پاينده تر است. اين در كتابهاي پيشين بوده است (از جمله در) كتابهاي ابراهيم و موسي". ابو ذر غفاري (رض) روايت مي كند كه:"گفتم: اي رسول خدا! صحف ابراهيم چه بوده است؟ فرمود: در آن همه امثال و پند بود: اي پاد شاه قدرتمند، چيره دست و مغرور! من ترا براي گرد آوري دنيا بر نينگيختم. بلكه ترا بر انگيختم تا دعاي ستمديده را به من برساني. بدرستي كه من داي مظلوم را، هر چند كافي هم باشد، رد نخواهم كرد. بر انسان عاقل و دور انديش لازم است كه زندگي اش را به ساعتهاي مختلفي تقسيم بندي كند. و آن را به موارد زير اختصاص دهد: ساعتي با خدا راز و نياز كند و ساعتي خود را مورد باز خواست قرار دهد. و ساعتي در باره ي آفريده هاي خداوند بيانديشد. و ساعتي را به غذا خوردن و تغذيه صرف كند. و بر انسان عاقل و دور انديش لازم است، جز براي سه چيز، بار سفر برنبندد: 1- براي كسب اعمال خير و اندوخته قيامت. 2- كسب معاش و هزينه زندگي. 3- كسب لذتهاي مشروع و خدا پسندانه. انسان عاقل بايد، زمان شناس، با شخصيت، و داراي عفت كلام باشد، بيشتر از آنچه مي گويد، عمل كند و جز به نيكي سخن نگويد. گفتم: اي رسول خدا! صحف موسي (ع) چه بوده است؟ فرمود: تمامي پند و اندرز بود. از كسي در شگفتم كه به مرگ ايمان دارد و بعد شادمان مي شود. و از كسي تعجب مي كنم كه به آتش جهنم يقين دارد و بعد سرمستانه لبخند مي زند. و از كسي در شگفتم كه به قضا و قدر ايمان دارد و بعد بي تابي مي كند. و از كسي در شگفتم كه دنيا و بيوفائيش را نسبت به مردمان مي بيند؛ ولي به آن دل مي سپارد. و از كسي در شگفتم كه به حسابرسي و باز خواست روز قيامت ايمان دارد؛ ولي برايش نمي كوشد. گفتم: اي رسول خدا! مرا وصيت كن. فرمود: ترا به تقوا پيشگي و ترس از خدا وصيت مي كنم. بدرستي كه تقوي سرلوحه ي تمام كارها است. گفتم: مرا بيشتر نصيحت فرما. فرمود: قرآن را تلاوت كن و به ذكر خداوند مشغول شو. حقيقتاً كه آن، روزنه ي نور و روشنايي تو در زمين و ذخيره ات در آسمان است. گفتم: اي رسول خدا (ص)! ادامه بده. فرمود: بر تو بادا جهاد در راه خدا. پدرستي كه جهاد، رهبانيت امت من است. گفتم: اي رسول خدا! ادامه بده. فرمود: نيازمندان را دوست بدرا و با آنان همنشيني داشته باش. گفتم اي رسول خدا! ادامه بده. فرمود: هميشه به افراد سطح پايين تر از خود بنگر. و به بالاتر از خودت چشم مدوز. اين شايسته تر است بر تو تا نعمت خدا را سبك نشماري. گفتم: اي رسول خدا! ادامه ده. فرمود: حق بگو، هر چند تلخ باشد. گفتم: اي رسول خدا! ادامه بده. فرمود: آنچه را در نفس خود داري به ديگران مگو و آنچه را خود انجام مي دهي به مردم انتصاب مده براي علم و دانش تو كافي است اينكه چيزي كه خود نمي داني، آنرا از ميان مردم بشناسي. سپس با دست به شانه ام زد و فرمود: اي ابو ذر! هيچ عقلي مثل تدبير نيست و هيچ ورع و پرهيزكاري چون بازداشن و خود داري از گناهان نمي باشد و هيچ شرف و بزرگي به پايه ي خلق و خوي نيكو نمي رسد. قرآن كريم آخرين كتاب نازل شده ي آسماني است: (اللهُ لا الهَ الا هُوا الحيُّ القيومُ نزَّلَ عَليْكَ الكتابَ بالحق مُصدقاً لما بين يديه و أنزل التوراة والانجيل من قبل هدىً للناس و أنزل الفرقان)_(آا عمران:2 ، 3، 4). "جز خدا، خدا ينيست و او زنده و متصرف (در كا رو بار جهان) است. كتاب (قرآن) را بر تو نازل كرده است كه مشتمل بر حق است و تصديق كننده ي كتابهايي است كه قبل از آن بوده اند و خداوند پيش از آن، تورات را (بر موسي) و انجيل را (بر عيسي) نازل كرده است. پيش (از قرآن، تورات و انجيل را نازل كرده است) جهت رهنمود مردمان و جدا سازندگان (حق از باطل) را فرو فرستاده است."
مزاياي قرآن قرآن كريم ويژگيها و مزاياي دارد كه او را از ساير كتابهاي آسماني پيشين جدا مي سازد و آن عبارتند از: 1- متضمن چكيده و خلاصه ي تمام تعاليم الهي مي شود كه تورات و انجيل و ساير كتابهاي آسماني و توصيه هاي الهي بر آن تأكيد داشته اند و مأموريتش شامل: حاكميت حق، يكتا پرستي، ايمان به پيامبران، تصديق روز جزا، وجوب بر پايي حق، اجراي عدالت و داشتن فضايل اخلاقي مي شود. (و أنزلْنا إليكَ الْكتابَ بالحقِّ مُصدقاً لما بَيْنَ يَدَيْهِ مَنْ الكتاب مُهيْمِناً عليه. فاحْكُمْ بِما اَنْزَلَ اللهٌ و لا تتبِعْ اهواءَهُمْ عما جاءَكَ مَنَ الْحق لكُلٍّ جَعَلْنا منكم شرْعَةً و منهاجاً)_(مائده:48) " و بر تو كتاب را نازل كرديم كه ملازم حق و موافق و مصدق كتابهاي پيشين (آسماني) و شاهد و حافظ آنهاست، پس ميان آنان بر طبق چيزي داوري كن كه خدا بر تو نازل كرده است و بخاطر پيروزي از اميال و آرزوهايشان از حق و حقيقتي كه براي تو آمده است روي مگردان. براي هر ملتي از شما راهي و برنامه اي قررا داده ايم". يعني، خداوند، قرآن كريم را بر پيامبر نازل كرد كه ملازم حق، نگهبان و تصديق گر كتابهاي آسماني باشد كه بر پيامبران گذشته وحي فرمود تا حقايق موجود در آنها را تأييد و موارد دخل و تصرف و تحريفات انسان را در آنها روشن كند. سپس به پيامبرش فرمان مي دهد تا بين مردم، اعم از مسلمانان و اهل كتاب، مطابق آيات قرآن كريم داوري كند و از هوا و هوس و آرزوهايشان اجتناب ورزد. خداوند پاك و منزه، براي هر ملتي، شريعت و احكام عملي ويژه و متناسب با استعدادهاي آن ملت قرار داده است. اما اصول عقايد، عبادات، آداب و رسوم، حلال و حرام و مسايلي كه اختلاف زمان و مكان در آنها دخالتي ندارد. در تمام آيين ها و شريعتهاي آسماني يكسان مي باشد. (شرع لكم من الدين ما وصى به نُوحاً والذي أويحنا اليك وما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى ان اقيموا الدين و لا تتفرقوا فيه)_(شوري:13) "خداوند آيين را براي شما بيان داشته و روشن نموده است كه آن را به نوح توصيه كرده است و ما آن را به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموده ايم. دين را پا برجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد." سپس، با آمدن اسلام و آوردن احكام تازه، جاويد و قابل تطبيق در هر زمان مكان، احكام عملي شريعتهاي آسماني گذشته منسوخ شد و عقيده ي رسمي و برنامه ي زندگي تمام مردم دنيا يكي اعلام گرديد. 2- تعاليم قرآن، آخرين كلام خداوند، براي هدايت بشريت است. و خداوند اراده فرموده تا در طي قرون و روزگار و تا آخر زمان، باقي بماند؛ بنا بر اين خود حافظ و نگهبان آن مي باشد و از تحريف، تبديل، دخل و تصرف و دست اندازيهاي ديگران در آن، جلو گيري مي كند. (وانه لكتابٌ عزيز لا يأتيه الباطِلُ مِنْ بين يديه ولا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حكيم حميد)_ (فصلت:41-42). "قرآن كتاب ارزشمند و بي نظيري است. هيچگونه باطلي، از هيچ جهتي و نظري، متوجه قرآن نمي گردد. قرآن فرو فرستاده ي يزدان است كه با حكمت و ستوده است". (انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون)_(الحجر:9) "ما خود قرآن را فرستاديم و ما خود پاسدار آن مي باشيم". و هدف اين است كه حجت خدا بر مردمان، همچنان استوار باقي بماند تا خداوند زمين و موجودات را پس گيرد. 3- همين قرآن كه خداوند اراده فرموده تا جاويدان بماند؛ نمي توان تصور كرد روزي فرا برسد كه علم و دانش بشري بتواند به حقيقتي دست يابد كه با حقايق آن در تضاد باشد. قرآن كلام خداست و جهان هستي عمل او. عمل و گفته خداوند هرگز مخالف يكديگر نمي باشد؛ بلكه، همديگر را تأييد و تصديق مي كنند. به همين خاطر اكتشافات علمي بشر، روز به روز حقايق قرآن را بيشتر مورد تصديق خود قرار مي دهند. خداوند پاك و منزه مي فرمايد: (سنريهم آياتنا في الآفاق وفي أنفسهم حتي يتبين لهم انه الحق او لم يكف بربك أنه علي كل شيءٍ شهيد)_(فصلت:53) "ما هر چه زود تر دلايل و نشانه هاي خود را در اقطار و نواحي و در داخل و درون خود شان به آنان نشان خواهيم داد تا براي ايشان روشن و آشكار گردد كه اسلام و قرآن حق است... آيا تنها اين بسنده نيست كه پروردگارت بر هر چيز حاضر و گواه است". 3- خداوند مي خواهد تا كلامش پخش شده و به گوش و عقول همگان برسد و به صورت عملي پياده گردد. چنين چيزي امكان پذير نخواهد شد؛ مگر اينكه آموزش، حفظ، فهم و يادگيري آن آسان باشد. به همين خاطر، قرآن آسان مي باشد و مردم در فهميدن، دريافت، عمل و پياده كردن آن، با مشكل و سختي روبرو نمي شوند. (ولقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مُدكر)_(القمر:17) "ما قرآن را آسان ساختيم. آيا پند پذيرنده و عبرت گيرنده اي هست؟". نشانه ي سادگي و آسان بودنش اين است كه مردان، زنان، كودكان، بزرگان، ثروتمندان و نيازمندان آن را از بر كرده و در خانه ها و مساجد تلاوت مي كنند و پيوسته صداي تلاوت قاريان، در هر ناحيه اي از نواحي دنيا به گوش مي رسد. هيچ كتابي تاكنون نتوانسته است در اين مورد، به پايه ي قرآن برسد. و هيچ كتاب ديگري در دنيا از جهت هدايت بخشي، ارزش، تأثير گذاري، موضوع و اهداف عالي و بلند با قرآن قابل مقايسه نبوده و نخواهد بود. بنا بر اين قرآن، بطور مطلق بهترين، بزرگترين و شريفترين كتابها است.
تحريف تورات اعتقاد به تورات، كتاب آساني حضرت موسي، ركني از اركان ايمان است و خداوند آن را ستايش كرده و فرموده است كه در آن نور هدايت الهي موجود مي باشد. (ولقد آتينا موسى و هرون الفرقان و ضياء و ذكراً للمتقين)_ (انبياء:48) "ما به موسي و هارون (كتاب تورات) داديم جدا سازنده ي (حق از باطل بود) و نور پند و اندرز پرهيزكاران (به شمار مي آمد)". ولي آن كتاب تورات كه بر حضرت موسي نازل شد، امروزه موجود نيست. و همه بر اين موضوع واقفند. اما كتاب توراتي كه امروز بين مردم متداول است، كاملاً تحريف شده و بيش از يك نويسنده دارد و در زمانهاي مختلفي نگاشته شده است. استاد بزرگ و فقيد، محمد فريد وجدي مي گويد: توراتي كه نزد مسيحيان متداول است با توراتي كه يهوديان دارند، خالفت دارد و يكي نيستند و همين مسأله دليل حسي و نشانه روشني بر تحريف تورات مي باشد. قرآن كريم تحريف تورات را تأييد مي كند و يهوديان را به خاطر دست كاري، تغيير و تبديل تورات، مورد سرزنش قرار مي دهد. (أفتطمعُون أَنْ يُؤمنوا لكم و قد كان فريقٌ منهم يسمعون كلامَ الله ثمّ يحرفونَهُ من بَعْد ما عقلوهُ و هُمْ يعلمون)_(بقره:75) "آيا اميد واريد كه به شما ايمان بياورند بااينكه گروهي از آنان سخنان خدا را (در تورات) مي شنيدند و پس از فهميدن كامل آن، دست به تحريفش مي زدند؟ و حال آنكه علم و اطلاع داشتند". آنان بر تحريف كتاب خدا جرأت پيدا كردند تاحقايق موجود در آن را پنهان نگه داشته و سفارشات و توصيه هاي خداوند در تورات را به بوته ي فراموشي بسپارند. (وَمِنَ الذين هادوا يُحرِّفون الكلم من مواضِعِه)_(نساء:46). "برخي ازيهوديان سخنان را از جاهاي خود منحرف مي گردانند". قرآن، تورات متداول و تحريف شده ي امروزي را همان تورات موسي (ع) كه حامل نور و هدايت باشد، نمي داند در همين تورات، خداوند با صفاتي ذكر شده كه شايسته ي مقام و عظمت و كبرياي اش نيست. و همين مسأله اولين دليل بر صحت فرموده ي قرآن كريم مي باشد. در كتاب تورات، سفر تكوين چنين مي خوانيم: (3: 22) "و قال الرب الا له هو ذا الانسان قد صار كواحد منا عارفا بالخير و الشر" خداي پروردگار گفت: آن اسنان مانند يكي از ما برخير و شر آگاه شد. و در (6 :6) مي گويد: پروردگار بر عمل انسان غمگين شد و از ته دل بر عملكرد خود تأسف خورد. آيا معقول است كه چنين مطالبي را سخن خداوند بدانيم؟ و آيا نسبت دادن غم و اندوه و تأسف و پشيماني بر خداوند درست است؟ همانطور در تورات، پيامبران خدا با صفات و خصوصياتي ذكر شده اند كه با مقام رفيع، بزرگي، شرافت، عصمت و اخلاق شايسته آنان منافات دارد. مي گويند: حضرت ابراهيم (ع) دروغگوست. حضرت لوط (ع) با دخترش مرتكب عمل منافي عفت گشت، هارون (ع) اسرائيليان را به گوساله پرستي فرا خوانده، داود (ع) با همسر اوريا زنا كرد و سليمان (ع) به خاطر خشنودي همسرش بت ها را پرستيد. آيا دليلي قوي تر و روشن تر از اين، براي تحريف مي توان يافت؟ ناقدان اصلاحگر يهودي، خود را در تنگناي عجيبي ديدند و سر انجام به اين حقيقت اعتراف كردند كه: تورات تحريف شده است. و اين رسوايي را "حاخام باريزا جوليان" در كتابش آورده است.
تحريف انجيل انجيلي كه بر حضرت عيسي (ع) نازل شد مانند تورات موسي (ع) هر دو كلام خدا و حاوي نور و هدايت الهي بودند؛ جز اينكه آفت تحريفي كه دامنگير تورات شدو به انجيل هم سرايت نمود و آنهم دچار تحريف گرديد: (ومن الذين قالوا انا نصاري أخَذْنا ميثاقَهُم فَنَسُوا حظّاً مما ذُكِّروا بهِ فأغْرينا بينهم العداوة و البغضاء الي يوم القيامة و سوف ينبئُهُم اللهُ ما كانوا يصنعون. يا اهل الكتاب قد جاءكم رسُولُنا يُبين لكم كثيراً مما كنتم تُخفون من الكتاب و يعفو عن كثير)_ (مائده:14) "و از كساني كه مي گويند، مسيحي هستيم پيمان گرفتيم. اما آنان قسمت قابل ملاحظه اي از آنچه بدانان تذكر داده شده بود به دست فراموشي سپردند؛ لذا به پاداش آن تا دامنه ي قيامت، ميان ايشان كينه و دشمني افكنديم و خداوند (در آن روز) ايشان را از آنچه كرده اند آگاه ساخت". براي صحت اين ادعا كافي است بدانيم كه امروزه ميان مسيحيان چهارگونه انجيل متداول است كه از ميان هفت نوع انجيل انتخاب گرديده و تمام اين انجيلها به شرح زندگاني و سيره ي حضرت عيسي (ع) پرداخته است. مؤلفانشان مشخص و اسامي آنها موجود مي باشد. منتقدان مسيحي شخصاً اعتراف نموده اند كه افكار و عقايد موجود در انجيل، همه رأي و ديدگاه "بولس" است و هيچكدام از حواريين، نزديكان و شاگردان حضرت عيسي (ع) در تنظيم آن دخالتي نداشته اند. در كتابخانه ي يكي از فرمانروايان پاريس، نسخه اي از انجيل (برنابه) يافت شد كه چاپخانه (المنار) آن را به عربي ترجمه كرد و به چاپ رسانيد، در حاليكه با چهار انجيل موجود، تفاوت بسيار زيادي دارد.
معني اينكه قرآن كتابهاي آسماني پيشين را تصديق مي كند چيست؟ وقتي كه تحريف تورات و انجيل بدون هيچ شك و ترديدي، با نص قرآن از يك طرف و دلايل حسي و ظاهري از طرف ديگر، به طور كامل و حقيقي ثابت شد، پس اينكه قرآن نازل شده تا كتابهاي آسماني پيشين را مورد تصديق قرار دهد، به چه معني است؟ جواب اين است كه قرآن آمده تا حقايق موجود در آنها از قبيل: يكتا پرستي، ايمان به پيامبران، روز جزا و مراعات حق و عدالت و داشتن اخلاق شايسته، مورد تصديق و تأييد خود قرار دهد. و در عين حال، لغزشها، اشتباهات، تحريف، دستكاريها و انحرافات موجود در آنها را هم بيان مي نمايد. هنگامي كه روحانيون مذهبي در كتابهاي آسماني دخل و تصرف كردند و اشتباهات و خطاهاي خود را به نام دين و خدا، بر مردم تحميل نمودند، قرآن عقيده ي حق را ظاهر و آشكار نمود و از همين جا بود كه قرآن با تورات و انجيل برخورد پيدا كرد. (قُلْ يا اَهْلَ الكتابِ لستُمْ علي شيءٍ حتي تقيموا التوراةَ والانجيلَ و ما اُنزِلَ اليكم من رَبِّكم)_(مائده:68). "(اي پيامبر) بگو: اي اهل كتاب شما بر هيچ (دين صحيحي از اديان آسماني پايبند) نخواهيد بود مگر آنكه تورات و انجيل و آنچه از سوي پروردگارتان برايتان نازل شده است، بر پا داريد.". تا موقعي كه گرد و غبار آن تحريف و تقلب ها، از دامنش سترده نشود، برپايي آن غير ممكن خواهد بود.
راه رسيدن به حقيقت هر كس كه جوينده ي حقيقت است و مي خواهد به سر چشه پاك و بي آلايش تعاليم الهي دست رسي پيدا كند، جز قرآن راه ديگري وجود ندارد. قرآن كريم تنها كتاب آسماني است كه تعاليم و اصول آن محفوظ و سالم باقي مانده است. مردم آن را از محمد (ص) گرفته اند و او (ص) از جبرئيل و جبرئيل هم از خداوند دريافت داشته است. هيچ كتاب ديگري چنين موقعيتي نداشته و ندارد: جامع بهترين اصول، ايدئولوژي، برنامه و تعليمات منظم و دقيق مي باشد و شامل تمام نيازمنديهاي عقيدتي، فكري، عبادات، آداب و رسوم، معاملات، برپايي نظم، حكومت و بشريت است. اخلاق فرد را تزكيه كرده و از او انسان كاملي مي سازد. به تشكيل خانواده و جامعه سالم مي پردازد. حكومت عادلي بر قررا مي كند تا بتواند حق و عدالت را اجرا نموده و ظلم و ستم و زور گويي را از بين ببرد. در واقع قرآن، تنها وسيله ممكن براي تحقق امر خلاف و وراثت در زمين مي باشد. (قد جاءكم مَن الله نورٌ و كتابٌ مبينٌ. يهدي بهِ اللهُ منِ اتبع رضوانهُ سُبلَ السلام و يُخرجُهُم من الظلمات الى النور باذنِهِ و يهديهم اِلى صراطٍ مستقيم)_ (مائده:16) "از سوي خدا نوري (پيامبر) و كتاب روشنگري به پيش شما آمده است. خداوند با آن كساني را به راههاي امن و امان هدايت مي كند كه جوياي خوشنودي او باشند و با مشيت و فرمان خود، آنان را ا تاريكيهاي (كفر و جهل) بيرون مي آورد و به سوي نور (ايمان و علم) مي برد و ايشان را به راه راست رهنمود مي شود".
مولف:سید سابق
|
|
 |
|
کتاب های آسمانی |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|